خرید بک لینک
تعدادي موش رو دانشمندان داخل يك استخر آب انداختند تمامي موشها فقط ١٧دقيقه توانستند زنده بمانند و در نهايت خفه شدند!!! دوباره دانشمندان با اينكه ميدانستند موش بيش از ١٧دقيقه زنده نمي مانند تعداد ديگري موش رو به داخل همان استخر انداختند و با علم ١٧دقيقه تا مرگ موشها تمامي موشها رو قبل از ١٧ دقيقه از اب جمع كردند وتمامي انها زنده ماندند!!!! موشها پس از مدتي تنفس و استراحت دوباره به اب انداخته شدند !!!!! حدس ميزنيد اين بار چند دقيقه زنده ماندند؟ ؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ٢٦ساعت طول كشيد تا انها مردند انها به اين اميد كه دوباره دستي خواهد امد و نجات پي

برچسب: امیدواری,امیدواری به زندگی,امیدواری در زندگی,امیدواری به خدا,امیدواری چیست,امیدواری شعر,امیدواری به آینده,امیدواری در قران,امیدواری اس ام اس,امیدواری به رحمت خدا, نویسنده: نیما سامانی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 5:42

یاد مردان خطر کرده بخیر یاد یاران سفر کرده بخیریاد مردانی که چون شیران روز حمله فتح و ظفر کرده بخیریاد آن شورآفرینان نبرد یاد حمله ها در آن شبهای سردیاد کردستان و یاد کاوه ها که ز ما دفع خطر کرده بخیریاد آن عشاق و خونین جامه ها یاد آن سوز و گداز و ناله ها یاد یارانی که در پیکارها ترک پا و ترک سر کرده بخیریاد نصر و کربلای چهار و پنج یاد شبهای عملیات و رنجیاد فاو و بدر و خیبرها بخیر یاد آن ا... اکبرها بخیر

برچسب: دفاع مقدس,دفاع مقدس ویکی پدیا,دفاع مقدس چیست,دفاع مقدس مقاله,دفاع مقدس خاطرات,دفاع مقدس در کلام,دفاع مقدس ايران,دفاع مقدس عکس,دفاع مقدس چيست,دفاع مقدس شعر, نویسنده: نیما سامانی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 6:29

غدیر خم نام ناحیهای میان مکه و مدینه است که پیامبر اسلام در حجةالوداع، علی بن ابی طالب را «ولی» پس از خود اعلام کرد. ۱۸ ذیالحجه سال ۱۰ هجری قمری (مطابق با ۲۸ اسفند سال ۱۰ خورشیدی[۱])، سال روز این واقعه میان شیعیان به عید غدیر خم شهرت دارد. محمد، پیامبر اسلام در بازگشت از آخرین حج خود همه مسلمانانی که در حج شرکت داشتند را در غدیر خم جمع کرد و شیعیان معتقدند که او در آنجا علی بن ابیطالب را بهعنوان وصی و برادر و جانشین خود از جانب الله معرفی کرد. عبارت معروف «هر آنکس که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست» قسمتی از خطابه بلند غدیر میباشد. گرچه در تفس

برچسب: علی ع,علی ع شعر,علی ع کیست,علی ع شهادت,علی ع مولودی,علی ع تصاویر, نویسنده: نیما سامانی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 6:29

خانم جوانی در سالن فرودگاه منتظر نوبت پروازش بود. از آن جايی كه بايد ساعات بسياری را در انتظار می ماند، كتابی خريد. البته بستهای كلوچه هم با خود آورده بود. او روی صندلی دستهداری در قسمت ويژه فرودگاه نشست تا در آرامش استراحت و مطالعه كند. در كنار او بستهای كلوچه بود، مردی نيز نشسته بود كه مجلهاش را باز كرد و مشغول خواندن شد. وقتی او اولين كلوچهاش را برداشت، مرد نيز يك كلوچه برداشت. در اين هنگام احساس خشمی به او دست داد، اما هيچ چيز نگفت. فقط با خود فكر كرد: "عجب رويی داره! اگر امروز از روی دنده چپ بلند شده بودم چنان نشانش می دادم كه ديگه همچين جراتی

برچسب: قضاوت,قضاوت نکنیم,قضاوت ممنوع,قضاوت 95,قضاوت نادرست,قضاوت نکنیم شعر,قضاوت عجولانه,قضاوت نکن,قضاوت دیگران,قضاوت بیجا, نویسنده: نیما سامانی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 6:29

صفحه بندی